X
تبلیغات
حرف های دل شکسته من - شیرینی های کودکانه

حرف های دل شکسته من

امام علی (ع) : با پیکر خود در دنیا باش و با دل و عملت در آخرت .

شیرینی های کودکانه

هر چقدر شیرین زبانی های آرمیتای کوچک قشنگ است، اما سکوت علیرضای کودک دل آدم را کباب می کند. دختربچه ای و پسربچه ای چه خوب پیامبر خون شهدای هسته ای شده اند. یکی برون می ریزد و دیگری در درون، مشغول عشق بازی است. کاری که روشنفکران ما از انجامش عاجزند، علیرضا و آرمیتا به راحتی آب خوردن انجام می دهند. هدایت دل مردم کاری ندارد. کافی است معصومیت یک بچه شهید را داشته باشی. این روزها به جامعه خط می دهد آرمیتا، و علیرضا بی نیاز به سخن، با چشمانش معلمی می کند. این هر ۲ برای ملت، کلاس گذاشته اند. جمهوری اسلامی پیشرفت کرده. اینک رهبر ما آن طفل ۱۳ ساله نیست. مگر آرمیتا و علیرضا همه اش چند سال دارند؟!

«سنت شهادت» همین است؛ حتی به «صنعت هسته ای» نیز روح می دهد. اصلا مهم نیست «فردو» کجاست. مهم این است که آرمیتا به خامنه ای می گوید «حضرت آقا». اگر آرمیتا دارد فیلم بازی می کند، پس چرا به او اسکار نمی دهند؟! بازیگر سینما خودش را گریم می کند، اما آرمیتا دست به موهایش نمی زند. برای بازیگر سینما فیلم نامه می نویسند، اما آرمیتا از روی وصیت نامه پدرش، با دل مخاطب بازی می کند. به بازیگر سینما پول می دهند، اما آرمیتا بادام زمینی هایش را هم می دهد «آقا». بازیگر سینما سیاسی نیست، اما قهرمان قصه ما به شدت اهل سیاست است و در ۲ گانه بیت رهبری و کاخ سفید، زیلوی حسینیه امام خمینی را با دنیایی عوض نمی کند. بازیگر سینما برای یک سکانس ۱۰ بار تمرین می کند، اما آرمیتا لحظه شهادت پدر، وقت تمرین نداشت. خیلی زود باید پری می شد و پری می کشید و دلش پر می کشید برای خامنه ای. آرمیتا خودش دارد به همه ما چیز یاد می دهد؛ مقامش بالاتر از آن است کسی به او چیز یاد دهد. من از پرزیدنت اوباما یک سئوال دارم. سربازانت این همه در عراق و افغانستان به هلاکت رسیده اند. فیلمش هم قبول است. هالیوودش هم قبول است؛ آرمیتای کاخ سفید کجاست؟! و چرا هیچ دختربچه ای حاضر نمی شود برای هیلاری کلینتون فیلم بازی کند؟! مصر، مرسی دارد، اما رئیس جمهور نیل برای بچه های شهدای التحریر پدر نمی شود. کی بود که می گفت: فرزندان شهدا با نظام مشکل دارند؟ بخندید به او! حالا کارش رسیده به جایی که می گوید: آرمیتا دارد برای خامنه ای فیلم بازی می کند!


خداوند اینگونه مقدر کرده است که جمهوری اسلامی هرگز بدون فرزند شهید خردسال نباشد. روزگاری که علیرضا و آرمیتا قد بکشند و به سن تحصیل برسند، باز هم سیمای جمهوری اسلامی قادر است مستند بسازد از فرزندان شهدایی که یا شیرین زبانی می کنند یا با سکوت حرف می زنند. چقدر ماچ می کنه منو! آب شدم! فقط استخونم می مونه! نه دیر است و نه دور. روزی خواهد رسید که «بچه های شهدای ظهور» به خاطر دل نازنین امام زمان (عج) دست به موهای شان نزنند. هنوز خیلی مستند مانده که رسانه ملی باید بسازد. دوست دارم با دلت بازی کنم و دوباره بنویسم: «چقدر ماچ می کنه منو! آب شدم! فقط استخونم می مونه!»


در کوی لیلای ولایت، ما مجنون زخم زبانیم. بگذار برسد روزی که بگویند: آرمیتا دارد برای امام مهدی فیلم بازی می کند. رهبرم! حضرت آقا! سیدعلی! ما را شما آرام می کنی بابا، شما را مردی از سلاله زهرا. جمکران می روی، یاد ما هم باش خامنه ای! حیف و صد افسوس و آه که فرزند شهیدیم، اما سن و سال مان از آرمیتا و علیرضا گذشته است، و الا برای گریه، سری هست که دنبال سینه ای می گردد. می دونی چیه آقا! ما بچه شهدای دهه ۶۰ ایم. از بس که ماهی، ماچ نکرده آب می شویم. آرمیتا و علیرضا ۳۰ سال پیش ما نیستند؛ همین امروز ما هستند. همین امروز، همین ساعت، همین دقیقه، همین ثانیه… نه! سن ما از بادام زمینی نگذشته است. چند تا بادام زمینی و یک جان ناقابل و… آقایی که شما باشی. یادش به خیر روزگار فتنه! باری نوشتم: «بابای ماست خامنه ای». آری! ما با نظام، حتی با روسای قوا مشکل دار می شویم، اگر بابای ما «این عمار» بگوید. این حرف من نیست؛ حرف آرمیتا و علیرضاست. حرف همه لاله هاست.
(حسین قدیانی- روزنامه جوان- هشتم مرداد 91)


+ نوشته شده در  نهم مرداد 1391ساعت 23:4  توسط   |